نویسنده: زهرا شریفی
تاریخ انتشار: ۳ اگست ۲۰۲۶
برای مردم هزاره، ماه اگست تنها نام یک ماه در تقویم نیست؛ این ماه با خاطره کشتار، انفجار، کوچ، سوگ و دادخواهی پیوند خورده است. در سالهای مختلف، هزارهها در مسجد، آموزشگاه، مراسم عروسی، روستا و حتی هنگام فرار از جنگ هدف قرار گرفتهاند.
بدون مقایسه آماری همه ماههای تاریخ، نمیتوان اگست را بهطور قطعی «خونینترین ماه» نامید؛ اما تکرار چندین جنایت بزرگ در روزهای اسد و سنبله، این دوره را به یکی از سیاهترین فصلهای حافظه جمعی هزارهها تبدیل کرده است.
۸ اگست ۱۹۹۸ ـ ۱۷ اسد ۱۳۷۷؛ قتلعام مزارشریف
با سقوط مزارشریف به دست طالبان در اگست ۱۹۹۸، کشتار گسترده غیرنظامیان آغاز شد. هزاران غیرنظامی که بیشتر آنان هزاره بودند، کشته شدند. افراد بر اساس هویت قومی و مذهبیشان شناسایی، بازداشت و در بسیاری موارد اعدام شدند.
مزارشریف تنها صحنه یک درگیری نظامی نبود؛ این رویداد نمونه آشکاری از هدفگیری مردم بر اساس هویت قومی و مذهبی بود. زخم آن کشتار، پس از گذشت سالها، همچنان در حافظه تاریخی هزارهها زنده است.
۱ اگست ۲۰۱۷ ـ ۱۰ اسد ۱۳۹۶؛ حمله به مسجد جوادیه هرات
در نخستین روز اگست ۲۰۱۷، مسجد جوادیه در هرات هدف حمله قرار گرفت. دهها تن کشته و زخمی شدند. قربانیان کسانی بودند که برای عبادت در مسجد گرد آمده بودند و بهدلیل تعلق مذهبیشان هدف قرار گرفتند.
این حمله نشان داد که حتی عبادتگاه نیز برای شهروندان شیعه امن نیست و افراطگرایی میتواند مقدسترین مکانها را به میدان مرگ تبدیل کند.
۳ تا ۵ اگست ۲۰۱۷ ـ ۱۲ تا ۱۴ اسد ۱۳۹۶؛ کشتار میرزااولنگ
در روستای میرزااولنگ ولایت سرپل، غیرنظامیان در جریان حمله نیروهای مسلح کشته شدند. شماری از قربانیان هنگام فرار از روستا هدف قرار گرفتند. این رویداد برای مردم هزاره یادآور تلخ مناطقی است که سالها بدون حفاظت کافی، در برابر حملات مسلحانه رها شدهاند.
میرزااولنگ نشان داد که خطر تنها در شهرها و مراکز عمومی وجود ندارد؛ روستاهای دورافتاده نیز میتوانند در سکوت و دور از توجه رسانهها، شاهد کشتار و آوارگی باشند.
۲۵ اگست ۲۰۱۷ ـ ۳ سنبله ۱۳۹۶؛ حمله به مسجد امام زمان کابل
در ۲۵ اگست ۲۰۱۷، مسجد امام زمان در کابل هدف حمله مسلحانه و انتحاری قرار گرفت و دهها نمازگزار کشته و زخمی شدند.
این حمله بخشی از الگویی بود که در آن عبادتگاههای شیعیان بهصورت پیدرپی هدف قرار گرفتند. هدف این حملات تنها کشتن افراد نبود؛ مهاجمان میخواستند ترس را در زندگی روزمره مردم نهادینه کنند.
۱۶ اگست ۲۰۱۸ ـ ۲۵ اسد ۱۳۹۷؛ حمله به آموزشگاه موعود
در ۱۶ اگست ۲۰۱۸، مهاجمی انتحاری خود را در میان دانشآموزان آموزشگاه موعود در غرب کابل منفجر کرد. چهل دانشآموز کشته و دهها نفر زخمی شدند. بیشتر قربانیان جوانان هزارهای بودند که برای آمادگی آزمون کانکور درس میخواندند.
آنان سلاحی در دست نداشتند؛ تنها کتاب، قلم و آرزوی ورود به دانشگاه همراهشان بود. حمله به موعود، حمله به آموزش، پیشرفت و امید نسل جوان هزاره بود.
با وجود این، بازگشت دانشآموزان به صنفهای درس، به نمادی از مقاومت مدنی تبدیل شد. پیام آنان روشن بود: ترور میتواند جان انسانها را بگیرد، اما نمیتواند آرزوی دانستن و ساختن آینده را نابود کند.
۱۷ اگست ۲۰۱۹ ـ ۲۶ اسد ۱۳۹۸؛ حمله به مراسم عروسی کابل
در ۱۷ اگست ۲۰۱۹، یک مهاجم انتحاری مراسم عروسی در کابل را هدف قرار داد. دهها غیرنظامی کشته و بیش از صد تن زخمی شدند. مراسمی که باید آغاز زندگی و شادی میبود، به صحنه مرگ و ماتم تبدیل شد.
این جنایت نشان داد که برای هزارهها حتی عروسی، آموزش و عبادت نیز میتواند با خطر مرگ همراه باشد. مهاجمان میخواستند نهتنها جان مردم، بلکه شادی، امید و زندگی اجتماعی آنان را هدف قرار دهند.
۳۰ اگست ۲۰۲۱ ـ ۸ سنبله ۱۴۰۰؛ کشتار کاهور دایکندی
در ۳۰ اگست ۲۰۲۱، سیزده هزاره در روستای کاهور ولسوالی خدیر دایکندی کشته شدند. یازده تن از قربانیان اعضای پیشین نیروهای امنیتی و دو تن غیرنظامی بودند. در میان قربانیان، یک دختر نوجوان نیز حضور داشت.
این رویداد یادآور آن است که تسلیمشدن و غیرنظامیبودن نیز همیشه مانع خشونت نشده است. کشتار کاهور، ضرورت تحقیق مستقل، حفظ اسناد و پاسخگو ساختن عاملان را برجسته میکند.
۵ و ۶ اگست ۲۰۲۲ ـ ۱۴ و ۱۵ اسد ۱۴۰۱؛ انفجارهای غرب کابل
در روزهای پنجم و ششم اگست ۲۰۲۲، حملات مرگباری در مناطق هزاره و شیعهنشین غرب کابل رخ داد. این حملات شمار زیادی کشته و زخمی برجا گذاشت و بار دیگر نگرانیها درباره حملات هدفمند علیه هزارهها را افزایش داد.
این رویدادها ثابت کرد که با تغییر حکومت، خطر برای هزارهها پایان نیافته است. نبود تدابیر امنیتی مؤثر، ادامه فعالیت گروههای افراطی و نبود پاسخگویی، زمینه تکرار خشونت را فراهم کرده است.
چرا این رویدادها نباید فراموش شوند؟
فراموشی، راه را برای تکرار جنایت باز میکند. یادآوری قربانیان به معنای زنده نگهداشتن نفرت نیست؛ بلکه تلاشی برای حقیقت، عدالت و جلوگیری از تکرار خشونت است.
نام قربانیان، روایت بازماندگان، اسناد تصویری، گزارشهای حقوق بشری و شهادت خانوادهها باید حفظ شود. جامعه هزاره به یک آرشیف منظم و مستقل نیاز دارد تا هر رویداد با تاریخ، محل، شمار قربانیان و مسئولان احتمالی آن ثبت شود.
باید میان دادخواهی و انتقام تفاوت قائل شد. دادخواهی بر حقیقت، قانون و مسئولیتپذیری استوار است؛ اما انتقام میتواند دور تازهای از خشونت ایجاد کند. خواست خانوادههای قربانیان باید تحقیق مستقل، محاکمه عادلانه عاملان و تضمین امنیت برای نسلهای آینده باشد.
از سوگ تا همبستگی و حق تعیین سرنوشت
تکرار این کشتارها نشان داده است که امنیت و حقوق بنیادین هزارهها نباید وابسته به وعدههای موقت سیاسی باشد. مردم باید بتوانند در تصمیمهایی که به امنیت، فرهنگ، سرزمین، آموزش و آیندهشان مربوط میشود، نقش واقعی و تعیینکننده داشته باشند.
حق تعیین سرنوشت، در بنیاد خود، حق مردم برای تصمیمگیری آزادانه و آگاهانه درباره آینده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خویش است. این حق باید از راههای مدنی، دموکراتیک و مبتنی بر اراده مردم دنبال شود.
وحدت هزارهها نیز به معنای یکساناندیشی یا پیروی از یک رهبر و حزب نیست. وحدت واقعی آن است که افراد و جریانها، با وجود تفاوتهای سیاسی و منطقهای، بر چند اصل مشترک توافق کنند: حفظ جان مردم، عدالت برای قربانیان، مقابله با تبعیض، پاسداری از هویت و دفاع از حق تعیین سرنوشت.
سخن پایانی
اگست، اسد و سنبله در حافظه هزارهها با نامهای مزارشریف، جوادیه، میرزااولنگ، امام زمان، موعود، تالار عروسی کابل، کاهور و غرب کابل پیوند خورده است. هر یک از این نامها، روایت خانوادهای است که عزیزی را از دست داده و نسلی است که با درد، اما با امید به عدالت، به زندگی ادامه داده است.
این زخمها نباید به حاشیه تاریخ رانده شوند. یاد قربانیان باید به مسئولیت تبدیل شود؛ مسئولیت ثبت حقیقت، حفظ حافظه جمعی، حمایت از بازماندگان، تقویت همبستگی و تلاش برای آیندهای که در آن هیچ انسانی بهدلیل قوم، مذهب یا زبانش هدف قرار نگیرد.
ما قربانیان را به یاد میسپاریم، نه برای ماندن در گذشته؛ بلکه برای ساختن آیندهای که در آن عدالت جایگزین مصونیت، همبستگی جایگزین پراکندگی و اراده مردم بنیاد حق تعیین سرنوشت باشد