نویسنده: زهرا شریفی
تاریخ انتشار: ۲ اوت ۲۰۲۶
جامعه هزاره در طول تاریخ، رنجهای بزرگی چون تبعیض، محرومیت، کوچ اجباری، خشونت و حذف سیاسی را تجربه کرده است؛ اما با وجود همه دشواریها، هویت، فرهنگ، زبان، دانش و اراده خود را حفظ کرده است. امروز آینده ما بیش از هر زمان دیگر به وحدت، آگاهی و تصمیم مشترک وابسته است.
وحدت به معنای یکساناندیشی، پیروی از یک فرد یا وابستگی به یک حزب نیست. وحدت واقعی آن است که با وجود تفاوتهای سیاسی، مذهبی، فکری و منطقهای، منافع اساسی مردم را بر اختلافات شخصی و گروهی مقدم بدانیم. امنیت، عدالت، آموزش، آزادی، حفظ هویت و حق تعیین سرنوشت باید اصول مشترک همه ما باشد.
یکی از بزرگترین موانع همبستگی، تبدیل رقابت سیاسی به دشمنی شخصی است. هیچ فرد، خانواده، حزب یا سازمانی مالک سرنوشت مردم نیست. رهبران و نهادها زمانی مشروعیت دارند که شفاف، پاسخگو و تابع اراده عمومی باشند. بهجای درگیری بر سر اشخاص، باید برنامهها و عملکردها را ارزیابی کنیم: چه کسی برای امنیت مردم، آموزش کودکان، حقوق زنان، اشتغال جوانان و آینده جامعه راهکار عملی دارد؟
تعصبهای سمتی و منطقهای نیز باید کنار گذاشته شود. هزارههای دایکندی، بامیان، غزنی، کابل، ارزگان، غور و دیگر مناطق، اعضای یک پیکرند. درد یک منطقه، درد همه و پیشرفت یک منطقه، افتخار همه است. تفاوتهای محلی باید سرچشمه غنای فرهنگی باشد، نه وسیله برتریطلبی و جدایی.
وحدت پایدار بدون حضور زنان و جوانان ممکن نیست. زنان نباید تنها تماشاگر تصمیمهای سیاسی باشند و جوانان نباید فقط نیروی تبلیغاتی جریانها محسوب شوند. آنان باید در رهبری، سیاستگذاری و تصمیمگیری سهم واقعی داشته باشند. تجربه بزرگان، دانش متخصصان و انرژی نسل جوان باید در کنار یکدیگر قرار گیرد.
حق تعیین سرنوشت، بنیاد اساسی آینده مردم است. این حق به معنای آن است که مردم بتوانند آزادانه، آگاهانه و بدون اجبار درباره سرنوشت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود تصمیم بگیرند. هیچ فرد یا گروهی نمیتواند بدون رضایت مردم، به نام همه تصمیم نهایی بگیرد. معیار اصلی باید رأی، اراده آزاد و آگاهانه مردم و روشهای مدنی و دموکراتیک باشد.
برای رسیدن به این هدف، جامعه هزاره به یک منشور مشترک نیاز دارد؛ منشوری مبتنی بر عدالت، برابری، کرامت انسانی، حفظ فرهنگ و زبان، مشارکت زنان و جوانان، مبارزه با تبعیض و احترام به دیدگاههای متفاوت. همچنین باید نهادهای شفاف و پاسخگو ایجاد شوند تا قدرت در انحصار یک فرد، خانواده، منطقه یا حزب قرار نگیرد.
رسانهها، نویسندگان و فعالان اجتماعی نیز مسئولیت بزرگی دارند. شایعه، توهین، اتهام بدون سند و تخریب شخصیت، اعتماد عمومی را نابود میکند. نقد باید متوجه اندیشه، برنامه و عملکرد باشد، نه خانواده، منطقه، لهجه یا شخصیت افراد. گفتوگو، احترام متقابل و پذیرش تفاوتها، پایههای اصلی همبستگیاند.
راه وحدت از شعار نمیگذرد؛ از صداقت، گذشت، عدالت و مسئولیتپذیری میگذرد. آینده هزاره زمانی روشن خواهد شد که اختلافات کوچک را در برابر آرمانهای بزرگ کنار بگذاریم و بپذیریم که حق تعیین سرنوشت، امتیاز یک جریان خاص نیست، بلکه حق مشترک همه مردم است.
امروز زمان آن رسیده است که از گذشته درس بگیریم، دیوارهای بیاعتمادی را فرو بریزیم و بر محور اراده مردم، آیندهای آزاد، عادلانه و امیدوارکننده بسازیم.
وحدت ما، قدرت ماست و اراده مردم، معتبرترین بنیاد آینده ما